خاطرات تلخ وشیرین بانوی مشهدی
یک روز صبح در مدینه هوایی شبیه مه بود که من و علا که برای نماز
وزیارت دوره بیرون رفته بودیم فکر کردیم
هوا گرفته ومه مانند است که بعد فهمیدیم اینها غبار است مه نیست برای همین آن
روز را تماما همگی ماسک استفاده کردیم تا مشکل تنفسی برایمان ایجاد نشود .
خوشبختانه از لوازم اولیه ای که باید می بردیم ماسک بود که حسابی به دردمون خورد . از مساجد دیگری که در زیارت دوره رفتیم مساجد اطراف حرم پیامبر بود
مثل مسجد غمامه (ابرها)ومسجد ابی بکر ومسجد مباهله بود.. به همین زودی شش روز ما در مدینه شهر پیامبر وفاطمه زهرا (س) گذشت
وباید آنجا را ترک می کردیم . معمولا همیشه ترک یک مکان دوست داشتنی سخت است چه
برسد به مکانی مثل مدینه .جایی که جای جایش بوی پیامبر واهل بیتش را می دهد . ولی باید رفت .با خواندن زیارت وداع انگار باز هم امید به بازگشتمان
بیشتر می شود .امیدوارم دوباره توفیقی شود وطلبیده شویم .چه میشه کرد ما هم
انسانیم وطماع . سیر نمی شویم .............. روحانی کاروان پیشنهاد داد که شب قبل از حرکت حمام وغسل احرام را در
هتل انجام دهیم تا مجبور نباشیم از حمام های شلوغ
مسجد شجره استفاده کنیم .حتی گفت تعویض لباس احرام هم در هتل انجام شود .چون
ممکن است ساکها در مسجد شجره گم شود .هرچه سبک تر به آنجا بروید بهتر است واتفاقا
چه پیشنهاد خوبی بود .البته باز هم بودند افرادی که می خواستند در همان مسجد شجره
غسل کنند ومخالفت خود را اعلام می کردند که روحانی پیشنهاد داد هرکسی می خواهد
آنجا غسل کند ،انجام دهد بشرطی که خللی در برنامه کاروان ایجاد نشود . روز قبل از اینکه حرکت کنیم ساکها را تحویل دادیم وفقط یک ساک دم دستی
نگه داشتیم وروز چهارشنبه بعد از نهار ظهر
به طرف مسجد شجره به راه افتادیم تا قبل از غروب به مسجد برسیم ونماز مغرب وعشا را
در آنجا بخوانیم . برای محرم کردن طاها کمی مردد بودم .البته تحقیقاتم را در مشهد انجام
داده بودم که باید طاهای نه ساله را محرم کرد یا نه .نمازش را کامل می خواند ولی
در بقیه اعمال شک داشتم .روحانی گفت اگر محرمش کردید طواف نساء ونمازش را نیابتا
برایش انجام دهید .با همسرم تصمیم گرفتیم اورا محرم نکنیم فقط لباس احرام بپوشانیم
ولی لباس زیرش را در نیاوردیم . مسجد شجره جای باصفاییست .همه لباس سفید پوشیده اند وحسابی ملکوتی شده
اند .همه قیافه ها وپوششها ساده است وزیبا ولی متاسفانه کسانی که در صورتشان ابروی
تتو شده یا خط چشم وخط لب تتو شده داشتند کمی در عذاب بودند .البته روحانی کمی
آرامشان کرد وگفت اشکالی ندارد .باید صورت باز باشد .خود را ملامت نکنید قبل از
سفر باید به فکر این روز می بودید .انشاءالله سفر بعد با صورتی ساده تر بیایید . . طاها وعلا حسابی با لباس احرام روحانی وخواستنی شده بودند .کلا بچه ها
خیلی روحانی می شوند .چه دختر ،چه پسر . بعد از تجدید وضو وخواندن نمازها در مسجد شجره ،آنجا در قسمت خانم ها
وآقایان ،مبلغ هایی بودند که تلبیه را می گفتند وآنجا بود که ما محرم شدیم . خانم مبلغه ای که تلبیه می گفت،محرمات را هم بیان کرد .یکی از محرمات
این بود که موی رنگ کرده خانم را نباید همسرش ببیند ولی اگر رنگ نداشته باشد
،اشکالی ندارد .چون رنگ مو زینت حساب می شود ............. خوب باز هم برای من سوال پیش آمد که مگر در زمان احرام،زن وشوهر ،مثل
خواهر وبرادر نمی شوند ؟؟پس ما جلوی برادرمان اگر موی رنگ کرده باشیم ،باید روسری
به سر کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!! آنجا که خیلی شلوغ بود ونمی شد سوالی کرد ولی گذاشتم سوال را در مشهد
از عالم به اعمال بپرسم که هنوز فرصتی نشده . گفتن تلبیه هم حس وحال عجیبی دارد .وقتی صدای تلبیه یک کاروان را در
فضای مسجد می شنویم ،صدای مردمی را می شنوی که به خداوند می گویند ،فرمان تورا
اجابت کردم ، از دنیا وهر آنچه زینت است دل کندم وساده وبی آلایش پای در راه تو
نهادم .تویی که شریکی برایت نیست وحمد وستایش مخصوص توست . بعد از جمع شدن کاروان ،روحانی کاروان بار دیگر تلبیه را گفت وبقیه هم
تکرار کردند وتلبیه کنان به سمت اتوبوس ها حرکت کردیم . بعد از طی مسافتی شام را که ناگت مرغ بود ، میل کردیم وعجب هم چسبید
.فقط یک عده ای بودند که به شیشه های اتوبوس گیر می دادند ومی گفتند خودمان را در
شیشه می بینیم وحتما باید پرده کشیده شود .گفتم خوب نگاه نکنید مگه مجبورید ؟؟ می گفتند چشممان می افتد .خلاصه خدا خیر بده راننده رو که چراغ داخل
اتوبوس را خاموش کرد که خیال همه راحت شود و با آرامش بخوابند .چون سه ساعتی را تا
مکه راه داشتیم وبهترین موقع برای استراحت بود . چون به محض رسیدن ،طبق توافقی که اعضای
کاروان با روحانی داشتند ،همان شب باید اعمال را انجام می دادیم . پس ازتوقف های کوتاهی که در بین راه برای چای خوردن ودستشویی رفتن
داشتیم به سمت مکه براه افتادیم . در نزدیکی های مکه بود که نماد مکه که در حال حاضر ساعت بزرگ آنجا است
،نمایان شد .ساعت بزرگ یک خوبی هایی دارد یک بدی هایی .برای کسانی که وارد شهر مکه
می شوند خیلی جالب است که مکان خانه خدا با دیدن ساعت مشخص می شود وخوب احساس
انسان نا خود آگاه به آن سمت گرایش پیدا می کند نه به خاطر وجود ساعت بلکه به خاطر
همجواری ساعت با خانه خدا .دقیقا مصداق این شعر است که می گوید :......کمال
همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان
خاکم که هستم نیمه شب بود که به هتل دارهادی که یک هتل 4 ستاره بود ،رسیدیم .. پس از تجدید وضو وگرفتن اتاق ها وگذاشتن ساکها که درب هر اتاقی بود
،در لابی هتل جمع شدیم وبا اتوبوس خط 2 به حرم مشرف شدیم ........... بقیه در پست بعدی..............
برچسبها: حج عمره مفرده 92
| Design By : Night Melody |



