خاطرات تلخ وشیرین بانوی مشهدی

 

آن شب بالاخره با  حضور آن همه جمعیت توانستم در جلو ترین قسمت

روی فرش سبز معروف نماز بخوانم .من خودم عقیده دارم نماز خواندن

 روی فرش سبز را همه دوست دارند وبرای خود ثواب می دانند ولی فکر کنم

خواندن بیشتر از دو رکعت و4 رکعت با آن همه ازدحام جمعیت که آنجا بود

مجاز نباشد .متاسفانه بعضی از ایرانی ها برای خودشان وتمام فک وفامیلشان

نماز می خواندند بعد انتظار دارند نگاه دیگری به ایرانی نداشت باشند .

وقتی خود جماعت ایرانی هوای همکیش وهم ملیت خود را نداشته باشد ،

چطور انتظار دارد بقیه کشورها هوای ایران را داشته باشند ؟؟؟؟؟؟؟

مثلا در نماز خواندن در روضه کار دیگر کشورها مثل ترکیه و اندونزی 

 وکشورهای عربی خیلی جالب بود .مثل اگر سه نفر یا بیشتر بودند

 نماز گزار را دوره می کردند وبه نوبت فقط وفقط دو رکعت نماز می خواندند

 ونه بیشتر .برای من سوال است که آنها ثواب بیشتری می برند یا

 بعضی از ایرانی ها ؟؟؟؟؟؟؟

خوشبختانه امنیت شهر در اطراف حرم بالاست .البته کمی می ترسیدم

که ساعت یک شب به هتل برگردم ولی کوچه های اطراف حرم

خوشبختانه خلوت نبود .

ولی بس که شب گذشته اش ایستاده بودم ومنتظر ،ساق پایم

حسابی درد گرفته بود که با کمی چرب کردن خوب شد .

شاید یکی از بهترین خاطراتی که در هر سفر برای هر زائری بماند ،

داشتن روحانی خوب ورییس کاروان خوب است که ما الحمدلله از این نظر

 شانس آوردیم .خدا رو شکر می گویم سفری بود که بهره معنوی

 زیادی داشت .

بنده خدا روحانی ومدیر  کاروان هر روز ساعت 4 در طبقه ی هتلی

که ساکن بودیم برنامه وجلسه داشتند .نه از این برنامه های مداحی

 بلکه بیشتر برنامه های شناختی ومعرفتی حج بود .که چرا اصلا

به حج عمره می آییم واینکه  بتوانیم این نورانیت را حفظ کنیم .

جلسات در مدینه قبل از مکه ،حول وحوش محرم شدن ومراسم به

جا آوردن مناسک حج عمره بود .در یکی از این جلسات سوال خانمی

برایم جالب بود .روحانی گفت زینت داشتن به شرط اینک مردها آن را

ببینند در موقع مراسم حرام است .خانمی سوال کرد :این سنگ هایی

که برای کسب انرژی می پوشیم گناه دارد ؟؟؟؟نا خود آگاه همه خانم های

کاروان نگاهی به خانم انداختند وروحانی گفت :شما در بیت الله الحرام

چه نیازی به سنگ انرژی زا دارید .شما در منبع انرژی هستید ونیازی

به این سنگها نیست .خودتان از محیط از این مکان مقدس کسب انرژی کنید .

خانم انگار می خواست حرفش را طور دیگری بیان کند گفت :نه این

 سنگها برای کسب انرژی بیشتر محیط است واصرار که این سنگ زینت

حساب نمی شود .

روحانی گفت نامحرمی که انگشتر به دست شما را با یک سنگ زیبای

 درشت وبراق ببیند ،از نظر نامحرم زینت است .پس چرا کاری کنید که

در آن شبه باشد .شما چند ساعتی بیشتر محرم نیستید ،این انگشتر

را برای کسب انرژی در روزهای دیگر در دست کنید .

نمی دونم من نظر خودم رو میگم ولی واقعا خیلی جالبه که بعضی ها

چه اعتقاداتی دارند .چون نشستن در کنار خانه خدا به آدم آنچنان

انرژی وحالت روحانی می دهد که وصف نا پذیر است بخصوص وقتی

در گرداگرد خانه اش می گردی ومی دانی فرشتگان هم در بیت المعمور

در گرداگرد خانه خدا می گردند .

از کجا به کجا رفتم ؟؟؟؟؟ببخشید .

رییس کاروان اصرار داشت که اصلا کودکان را در هتل ودر آسانسورها

تنها نگذاریم .برای همین اگر طاها خواب بود یا هوا گرم بود همیشه یکی

از ما دو نفر در هتل می ماند .احساس امنیت بیشتری می کردیم .

در مدینه خواهر همسرم وخانواده اش را دیدیم .البته اعزام اونها از تهران

بود ودو روز از ما جلوتر اعزام شده بودند .دیدن یکی از اقوام یکی از خاطرات

خوبیست که در سفر ها می ماند .

چند نفری از کاروان که مسجد شیعیان را ندیده بودند برای دیدن آنجا

به مسجد رفتند .البته ما چون در سفر قبل دیده بودیم زیاد اصراری برای رفتن

نداشتیم .زائر ها کلی کیف کرده بودند که در آنجا  روی مهر نماز خوانده اند .

واما خدمات هتل .کیفیت غذای مدینه از مکه بهتر بود وخیلی تعجب می کنم

از زواری که بعد از برگشت از غذا ناراضی هستند یا این که می گویند

میوه کم می دهند .ویا غرغر های دیگر واین غرغر ها را متاسفانه

در رستوران هتل نیز مشاهده می کردیم .

روزی دو مدل میوه می دادند که فکر نمی کنم کم باشد .البته زواربا هزینه ای

که برای این سفر پرداخت کرده اند ،مقایسه می کنند وانتظاراتی دارند .

در لابی هتل وای فای اینترنت فعال بود وعلا کلی کیف می کرد .قبل از اینکه

به حرم برویم زودتر از ما به لابی می رفت تا بتواند اینترنت کار کند .براش

جالب بود .

خوشبختانه در هتل تلویزیون ایران را می گرفت وبچه ها در زمانی که

داخل هتل بودند سریال های ایرانی مثل آب پریا ومثل من مثل تو وکلاه قرمزی

را نگاه می کردند وحرم رفتن را باید طوری تنظیم می کردیم که با این برنامه ها

تداخل پیدا نکنه ویا اگر تداخل پیدا کرد حتما باید فرداش تکرارشو می دیدند.

جدی وقتی همیشه می گفتند سفر عمره یک سفر زیارتی سیاحتیست

باور نمی کردم .چراکه خیلی با حج تمتع فرق دارد .حال وهوای حج تمتع

حال وهوای دیگریست بخصوص اینکه مدت احرام از 4 روز هم بیشتر است .

واینکه خانمها وآقایان در طول یکماه از هم جدا هستند .

در هتل ها ما از رییس کاروان تقاضای سوییت کرده بودیم وعملا خیلی

راحت بودیم .دو اتاق دوتخته همراه با دربی که از فضای هتل جدا

می شد .اینجوری بچه ها به اتاق همدیگه رفت وآمد می کردند .

آخه من وطاها در یک اتاق وهمسرم وعلا در اتاق دیگر بودند .

تقریبا بعد از سه روز در مدینه ماندن ،غرغر طاها شروع شد که چرا

شما بازار نمی روید واسباب بازی برایم نمی خرید؟مگه نگفتید اینجا

خیلی اسباب بازی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟

دیدیم بنده خدا راست میگه .حوصلش در هتل سر می رفت .خوشبختانه

در مدینه ماشین های مغازه ها برای خرید دنبال مشتری می گشتند

وبا همین ماشین ها به فروشگاهی بنام القارات رفتیم .فروشگاه نسبتا

بزرگی بود ولی خیلی جنس هایش کیفیت نداشت .البته مقداری خرید

کردیم ولی وقتی به قسمت اسباب بازی هایش که رسیدیم وقیمت ها

 را دیدیم واقعا جا خوردیم .چرا که قیمت ها به پول ایران درست دو برابر

یا سه برابر ایران هزینه داشت .به خود طاها که قیمت ها را می گفتیم ،

با تراول 50 تومانی مقایسه می کرد ومی گفت یعنی این به اندازه

یک تراول 50 تومانی است یا کمتر ؟؟؟

خلاصه باباش باهاش صحبت کرد وگفت من سه تا تراول 50 تومانی بهت

می دم هرچی خواستی برو از بازار زیتون مشهد بخر .اتفاقا راضی شد وخوشحال

 ولی برای خالی نبودن عریضه دو تا تفنگ 45 ریالی که به عبارتی

 میشه 45هزار تومان نا قابل ایران براشون خریدیم تا در هتل سرگرم شوند .

ولی اصلا به قیمتش نمی ارزید .

بقیه در ادامه .........................

 


برچسب‌ها: سفرعمره مفرده 92
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ساعت 8:35 توسط ستوده| |

Design By : Night Melody